خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

قلب

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

قلب

قلبم می ایستد

با صدای بلند سکوت تو

و با تپش حروف حرفهایت

انگار ساعت زمان برای من ایستاده

و انگار که برای تو ....

چیزی مثل یک آگهی تبلیغاتی

جا مانده و تکرار می شود....

کاش تاریخ

در لابلای صفحات تا خورده خاطرات خودش

می نوشت

عشق نه با تبعید سرکوب

و نه با شلیک گلوله سکوت

ساکت میشود...

و ای کاش زمانه می ایستاد

کمی به ما هم لبخند می زد

و یک بار می پرسید:

روزت بخیر...



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۳ | 15:25 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب