خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش

یک دور برگردان ساده
یک من و یک دنیا تو
درست دو سال پیش
در پیچیده ترین اتفاق ممکن
گوشه ای از یک دنیا
گره خورد دو لب با یکدیگر ....
مگر میشود توصیفش کرد
و مگر میشود از آن نوشت
قالب کلمات کلاسیک فارسی
واژه ای برای نوشتن و گفتنش ندارند
مگر آنکه شروعش کنیم
یک بار دیگر
و با هم بنویسیم یک شعر برای آن
در حس و حال آن ثانیه های عاشقی....
چیزی جز تکرارش نمیتواند
این حس من و تو را برای هم ترجمه کند...
خوابش هم هر شب از کنارم می گذرد
و می بینم
تو و خودم را
همان دوربرگردان
همان طور که گفتم
همان طور که بودیم.....
تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۴ | 0:54 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب