خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
پشتم به بودن های اسمت گرم می شد
قلبم به چشمک های چشمت نرم میشد
اینجا و آنجا فرق بین ما و من نیست
ای کاش اوقاتت بمن هم سهم میشد
من با تو بر یک سفره از مهر وصفاییم
ای کاش با ما چشم بد دلرحم میشد
تندی حرف و روی رویا با تمامی
شرمندگی پیشت برایم کلمه ای جز شرم میشد
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۴ | 1:57 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب