خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

لحظه های سکوت

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

لحظه های سکوت

لحظه هایی هست

مثل الآن

دلم از نفس‌ کشیدن هم میگیرد...

دلم میخواهد

جایی بین زمین و آسمان با تو تنها باشم

دلم شانه ترامی‌خواهد که با یک پلک زدن آرامت کنم

دلم یک دلتنگی می‌خواهد که از همه‌ خیالات آزادم کنی

دلم یک اغاز بهار با تو می خواهد که به دلت امید بدهم

دلم یک نگاه روی شانه‌ عشق با چشمهای باز تو را میخواهد

و دلم ترا می خواهد که

هيچ کس را غیر از خودت و خودم نباشد

دلم یک سکوت دونفره می خواهد و تو

و یک دنیا صدای کویر.....



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۳ | 11:26 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب