خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
حالمو درک میکردی
بعضی وقتا
زیر دل آدم ایقدی خالی میشه که
هیچی دیگه براش جور نیست
آدم توی اون حال
دلش هیچی نمی خواد
جز یک نفس عمیق
نفسی که دیگه برنگرده
مثل خوابی که شبیه
هیچ یک از خواب های قبلیش نیست
یع چیزی مثل میخ در دل آدم فرو میره
میخی که میسوزه و می بره
و صداش رو فقط توی وجودت میشنویش
سخته باورش سخت
ولی همینه که میگم
تصورش بی تصویره
شبیه دوست داشتن عطر یک گل مورد علاقه ات
که هیشکی
جز خودت باهاش حس خوب نداره
تاريخ : چهارشنبه سوم بهمن ۱۴۰۳ | 20:15 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب