خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

خاطرات سال‌ها | پدر

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

پدر

امشب جایش را در دلم خالی می کنم

و پر می کنم بغضم را از اشک نداشتنش

گم میشوم در کوچه بی نامی

و میروم به راهی که نزدیکش باشم

چقدر این روزها پدرم را کم دارم

احساس می کنم

سقف آسمان کوتاه تر از همیشه شده

احساس می کنم خدا هم برای تمامی پدرهای آسمانی

جشن نبودن شان را می گیرد

و به دلهای بی خیال ما

گرد غم نبودنشان را می پاشد...



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ | 19:5 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب