خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
برای جانم به قاصدی ام بیا
بیا و مرا برای دلت قربانی بخواه
اینجا لحظات من
بی تو از ساعتهای تو بیشتر هستند
برای قاصدی من
دسته گلی از یاس بیاور
و یک شاخه مریم
یک عکس از چشمانت
و دو حبه لبخندت
همین مرا کافیست
برای دلم به قاصدی من بیا
بگذار همه رسمهای دنیا وارونه شود
بگذار مرا برای دلم بخواهی
من هم تا تمام دنیا
بپای تو راه میروم
می جنگم با تمام رسم ها و عادتها
می مانم به پای تو
من زجرهای دنیایم را بی تو کشیده ام
مثل تک نخ سیگاری که دنیا بمن تعارف کرد
با بودنت دیگر نمی ترسم
دیگر هراسی از آینده و خاطره گذشته ندارم
هر چه هستی من هست
تو میشوی
و آینده ای که من و تو
برای هم می سازیم...
تاريخ : شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۳ | 11:2 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب