خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

شب و تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

شب و تو

حرفم فقط یک جمله بیشتر نیست

و نگاهم هم مجسم یک تصویر و چشم

انگار هيچوقت دلم را اینقدر با نخ دل تو ندوخته بودم

آدم‌های با دلهای شبرنگهای کاغذی

برای من هیچ رنگ و لعابی ندارند

هیچ بارانی مثل یاد تو آرامش دلم را رقم نمی زند

جای خالی تو را با دنیای آدمهای دنیایمان عوض نمی کنم

و عطر نفست را با هیچ عطر و رایحه ای

بگذار تنها رنگ آسمان تو را ببیند

و بگذار تا شعرهایم فقط در آغوش تو گرمشان شود

امشب زیر آسمان و تاریکی

تنها روانداز دلت گرمم می کند

پناهم می دهد

و مرا به خود می خواند...



تاريخ : جمعه چهارم خرداد ۱۴۰۳ | 0:27 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب