خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
امروز حال دل همه بهم ریخته شده بود
نمیشود توصیفش کرد
باور نمی کردیم این اتفاق
شاید خیلی ها هنوز باورشان نمی شود
و نمی دانند
ولی دلشان پر است از اندوهی ناخواسته
آنهایی هم هستند
که دلشان
شور و دلشوره وطن را بیشتر می خورند
ولی از دست دادن یک نفر و همراهان
دل همه را می لرزاند
می پیچد یک بار سختی
حرف کمی نبود
رفتن مردی بزرگ از تبار مردم
دلمان شور رفتنش را میزند
کاش میشد امروز را جشن می گرفتیم
ولی عزای از دست دادن یک مرد
یک مرد طولانی از بودن
یک مرد عزتمند که آسمانی شد...
روحش شاد و یادش گرامی..
تاريخ : دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 19:36 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب