خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
مادرم:
مثل خیلی سالها قبل
کنارت نیستم
تنهایی ات نقشی دارد به اندازه تمام دنیایم
گفتنی هایم برایت زیاد میشوند
نمی دانم کی بزرگ شدم
و کی تنها
نمی دانم که چرا در خاطراتم
هیچوقت راه نمیروی
فقط نگاهم می کنی
نگاهی از جنس دوست داشتن و اشک
نگاهی از جنس دلواپسی های بی جواب
با رؤیاهایی مرا بزرگ کردی
که از پشت صحنه زندگی
آرزوی کوچک و بزرگت میشوم
مادرم
هنوز زود است روزت را تبریک بگویم
ولی دلم برای امشبهای گذشته با تو تنگ شده
برای فرداهای من
که تو دلتنگ آن هستی....
برچسبها: مادر
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ | 21:57 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب