خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
میدانی
هیچ کس اندازه تو
مرا نمی شناسد
کسی نمی داند پشت این چهره آرام
چه دریایی از احساس می خروشد
کسی نمی داند در این قلب سرد و کوهستانی
دریایی شرجی
با آتشفشانی از گدازه های دوست داشتن
می جوشد
کسی جز خودت نمی داند این دل
تنها یک راه برای ماندن دارد
و آن یک کوچه نیلوفری
با گلهای یاس و زنبق و نرگس کنار توست
میدانی
کسی جز تو نمی داند
پشت تمام حرفها و دلنوشته های من تویی
تویی که بمن امید نوشتن و دیدن میدهی
تویی که بمن دوست داشتن و عشق را نشان دادی...
و میدانم
هیچ وقت
هیچ کس غیر از تو
مرا نمی شناسد
تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۳ | 1:1 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب