خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

حال این روزها

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

حال این روزها

حالم اینروزها

شکننده تر از

یک جدال هراس تنهایی و تاریکی

دلواپس تر از خشم مادر

بر بی مهری کودک بی آرام

و سخت تر از خستگی پدر

در نگاه ساکت مادر شده....

چه گم میشوم در این روزها

برای نبودنهایت

نبودن هایی از جنس یک بار تمنا و دنیا سکوت...

تمام نمیشود همه رفتن ها

و می بینم

شب هایی که وحشت

زنده بودنم دیگر نیست....

چه خدایی داشت

دنیایی که درست کردیم

و چه دنیای بود

تکرار یک روح در کالبد تنهایی

من از هجوم تگرگ های گرسنه

به غنچه‌های نرگس فهمیدم

هیچ تصویری غیر از تو

برای هیچوقت

مرا زنده نمی کند

و اگر نباشی

من بجای همه عمر

خودم را فراموش خواهم کردم....



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ | 18:27 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب