خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
موهای تو در دستهایم خوب آرامند
مثل نسیم صبح روز خوب خردادی
مثل نگاه یک افق در پهن دشت گندم و نرگس
خوشبو و زیبا بود موهایت چه رویایی
ای کاش میشد لحظه های ناب تو من ثبت میکردم
ای کاش قربانت و همراهت میان موج موهایت
می گشتم و یک خواب روی شانههای تو
با هر نفس های سریع و با صدایم خواب میرفتی
آن لحظه های با تو بودن بهترین ساعات عمرم هست
ای کاش پایانی نداشت دیدار آن ساعت
تا صبح بودم در کنارت مثل یک رویا
میگشتم و با عشق نارت می کشیدم من
مدیدمت از بهترین احساس یک آغوش
می خواندمت قلبت برای لحظه های خوب
می رفتم آن جایی که تنها فرمانروای قلب من باشی
می خواستم حسی که پایانش برایم
شوق لبخند تو و دلت باشد
تاريخ : جمعه دوم آذر ۱۴۰۳ | 11:3 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب