خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
نقاب دنیا برای من و تو کنار رفته
دوست داشتنت در دلم پخته شده
و هم در چشمانم جا گرفته
خاک صحنه خورده ایم من و تو
از بس خودمان را پیش ديگران سخت گرفتیم
ولی دلمان برای هم
،لحظه ای هم کوتاه نمی آیند
از دوست داشتنت که
در جانم رگ و ریشه دارد
ترس از چشم غره مترسک ها ندارم
دلت قرص باشد
اندازه تمام فصلهای دنیا دوستت دارم....
تاريخ : جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ | 14:53 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب