خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
همیشه
به پنجره دلم نگاه میکنم و
تویی که در دور دست ها
مرا نگاه می کنی
از آن دور
دستم به نگاهت نمیرسد
ولی دلم از دور
چشمهای خندانت را می بوسند
گنجه اتاقم پر است
از خالی هایی که قاب تو را کم دارد
و عطر خوبی که تو برایم داری
حرف های دلم از دور برایت می نویسند:
که میشود
یک نفر را بیشتر ازخودت
دوست داشت ولی کنارش نبود....
تنها ترین عشق منی
و غصه ام
نداشتن تویی ست که متل من،
مرا ندارد....
منتظر تو همیشه خواهم بود
تا یک بار دیگر
حلقه های میم اسمت
کنار اسمم بنشیند
کنارم بنشینی
و به دور دستهای خورشیدی
نگاه کنیم که
روزها بدون تو آنرا دیده ام
کنارت بخندم
و برایت برای همیشه عاشقی کنم.....
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۳ | 15:7 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب