خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
میدانی
فاصله من و تو
کمتر از یک تپش قلب
و یک نبض ساده زندگی است
جوهر خودکار نوشتنم شور دلدادگی توست
و نقطههای حرف به حرف کلامم
پاسخی به دلواپسیهای تو....
کجای شهر نفس میکشی که من نیستم
و در واژگان قاموس دلت
کدام کلمهای است که من ندارمش
پیش دلم سرشاری
مثل عطر بهار نارنج ، مثل گلهای یاس
بوی ترانه مادری میدهی
و پشت گرمی شانههای پدر
مثل عطر زنبق و زیبایی لاله واژگون
در دامنه زاگرس
بوی دود عود در ترانه استاد
بوی جوی مولیان رودکی
و بوی دوست داشتن همیشگی....
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 23:30 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب