خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
دلم با حضورت خوش است
و پر از حسرت و دلهره رفتنت
دلم پر میشود از هوای یادت
مترنم میشوم به نگاهت
و گرم می شوم مثل اجاق دل زمستان
در کلبه جنگلی میان ازدحام فکرهای خسته دیگران
دلم کوتاه میشود
مثل یک بند انگشتان دستت
و می روند به سمت یک نبض آرام آرام رویایی از دوست داشتنت
دلم پر هست از تنفس یادت
و می مانم تا همیشه
مثل یک الفبای فارسی کهن
به پای اشعار دیروز و امروز
مثل یک واژه پر ابهت
بنام تو .....
تاريخ : یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳ | 23:22 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب