خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
در گوشه دلم
آدمی ساخته ام از جنس پائیز
برای همه روزهای سرد و گرم روزگار
برای همیشه از یک سمفونی شماره های نفسم
برای دیدن یک دنیا حرف جامانده
برای دور بودن از بعضی دیگران
نمی دانستم پشت صحنه زندگی
جای خالی نگاهت را در چشمانم مخفی کرده ام
جای خالی لبخندت را در دلم
و جای خالی نفس کشیدنم را در آغوشت
نمی دانم انگار چیزی جز بوی مهربانی تو
در دلت جای مرا پر کرده
نمی دانم
شاید این روزهای من
فصلی است از تمامی دنیایم
فصلی که انتهای تمام وجود من خواهد شد.
و من در گوشه دلم برای امشبهای تو
شعرهایم را در سکوت تنهای دلم
برایت فریاد خواهم زد......
تاريخ : شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ | 20:1 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب