خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
صدای تپش پای دلم را میشنوی
همین حوالی تو قدم میزند
انگار خستگی راه رفتن های دلمان
همپای هم راه میروند
و عده ای
پای دلمان را لنگ رفتن کرده اند
وگرنه بخاطر همه شقایق های دماوند دلمان
سالهاست از جاده های سخت رد شده بودیم
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ | 22:51 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب