خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بعضی وقتها
با حرفهایت
به قلبم
فرمان ایست میدهی
مرا میمیرانی
زنده به گور میکنی و
و جانم را میگیری با حرفهایت
چه اکسیریست حرفهایت
و چه معجونیست در کلماتت
قلبم تند میزند با نگاهت
نگاهم میایستد با کلامت
جان میدهم من فدایت....
تاريخ : چهارشنبه نهم آبان ۱۴۰۳ | 16:30 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب