خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

آغاز و پایان

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

آغاز و پایان

زیر پوستم نفس می کشی

زیر چشمانم دلتنگ میشوی

و پشت دوست داشتنم پنهانی

صندوقچه ی امیدم به نگاه توست

یک گوشه آرام می نشینم

و با یادت پازلِ دلم را کامل میکنم...

صبح یاد تو، یعنی آغاز ...

و آغاز یعنی ،

لبخندهایی که از تهِ دل تو برای من است

و شب یعنی آغاز یک دلتنگ شدن دیگر...

آغازم باش تا پایانم

بگذار لبخندهایم از تهِ دل تنها برای تو باشد

و فرمانروای احساساتم باش

تا من هم

در کنارت

دنیا را با داشتنت تسخیر کنم....



تاريخ : جمعه چهارم آبان ۱۴۰۳ | 13:4 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب