خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
زیر بارانم ولی تنها قدمها میزنم بی تو
در کنارت نیستم اما پیاده میروم بی تو
غربت و تنهایی و این آدمکهای چه پوشالی
بس خیابانها که یک سر می دوم بی تو
کاش تعبیر تمام آرزو هایم به تو باشد
باز رویا هم بمیرد آن زمان که می شود بی تو
برچسبها: شعر
تاريخ : چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ | 22:35 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب