خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
همیشه این موقع از شب ها
تنها دلتنگی توست که سراغم می آید
پشت یک شهر آدم
و میان یک دنیا همهمه
هیچوقت مثل هم نیست صبح و شبم
وقتهایی که نباشی
سلامم تنها میشود
در بین یک فاصله دو نقطه ثانیه های طولانی بی تو....
وقت هایی دلم می لرزد از حرفهای بی تو
و دست حرفهایم بسته میشود،
نوشته هایم برایت تنها می مانند
نه میتوانم فریاد بزنم
و نه میتوانم دنبال یادت نباشم...
وتنها میتوانم
ترا در دلم تکرار کنم
و تنها یک فکر آرامم می کند
و تنها یک نگاه وجودم را گرم می کند
منتظر می مانم تا یک بار دیگر صدایم بزنی
وقتهایی قلبم هم دیگر ظرفیت غصه ها را ندارد
تنها میشوم تمام
و فقط به تو فکر میکنم.....
تاريخ : چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ | 23:47 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب