خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
امشب آرام نگاه میکردی
من هم آرام آرام اسمت را از ته دلم بیرون می کشیدم
نمیدانم چه حسی بود آن لحظه ها
ولی خیلی غصه ها را تنهایی برای هم خوردیم
شاید فکر میکردی
من در کنارت بودن را فقط کنارت هستم
ولی وقتی کنارمی تمام وجودم در بودنت ذوب میشود
با اینکه میدانم
لحظه های خیلی خوب و کوتاه بود
ولی یک جای کار زیادی دلواپسم می کند
هیچوقت تنهایی
جایی نیستم
مطمئن هستم همیشه کنارم هستی....
اگر آرام هستم مثل آسمان صاف
برای تو فریادها دارم که فقط خودت می دانی....
دمت گرم
وقتی هستی روبراهم میکنی
وقتی هم نیستی دلتنگم میکنی
خودت بگو
هستی یا نیستی؟؟؟؟؟؟
بگذار خودم بگویم
ولی با تمام وجود میدانم
همیشه کنارم هستی....
تاريخ : یکشنبه هشتم مهر ۱۴۰۳ | 21:43 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب