خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
مثل امروز دو ماه است ندیدم من تو را
فکر کن این روزها دستم به جایی بند نیست
در دهانم بر لبم هرگز نمی بیند لبی
جای دستت در دو دستانم چه خالی هست و بس
فکر کن این قلب من باید چه باور ها کند
من که پیش تو همین یک قدرتم هم هیچ نیست
تاريخ : سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 8:46 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب