خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بیهوا یادت میکنم
بی هوا دلتنگت میشوم
وقتهایی هم بیهوا بدون تو بغض میکنم
و بیهوا گریه میکنم بی تو
و بی تو میخورم بی هوا غصه....
خوشحالم که همیشه
بی هوا به دلم سر میزنی
شاید هم نمی دانی
در بی هوا ترین لحظه هایم
دلتنگت هستم
و مثل دانه های باران
بی هوا زمین میخورم....
غرور سراسر وجودم را میگیرد وقتی
هوایم را داری...
همیشه فکر میکردم که بی هوا آمدنت
در کجای تقدیرم بود
و اینکه بی هوا
برای همیشه عاشقت باشم. و عاشقت بمانم....
بی هوا و بی بهانه تمام دنیایم شوی
و برای این حال و هوایم
همین که بی هوا
در آسمان دلم
مثل خورشید و ماه
مثل ستاره ها هستی.....
و من هم اکنون
بی هوا ترین حرفهای دلم را
با کلماتم و با دلنوشته هایم
با نام «بی هوا » برایت بنویسم....
تاريخ : یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ | 18:18 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب