خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
تمام لحظاتم سرشار از عطر توست
سرشار از دوست داشتنت...
هیچوقت تنهایی ام را رها نمی کنی
همیشه هستی کنارم
با تمام وجود ......
هستی
میمانی
لبخند میزنی
و مرا با حسرت و با تمام وجود به آغوش میکشی
همیشه در تمامی جانم رخنه کرده ای
مثل هوا در کالبد زمینی ام....
در این لحظات به هوای بودنت آرامم
و به شوق نامت
تمام اسمها را خط زده ام
حرف به حرف نامت را
در دلم حک میکنم
تا با هر تپش قلبم ترا صدا بزنم....
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ | 23:15 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب