خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
شب و صدای حرف های من
برای بغض های غم
برای شکنجههای بی امان چوب زمانه
برای طوفانها و شکستن های بی صدا
و سيل مالامال اندوه بر دلم در این ثانیه های شب
غربت و دلتنگی
پرنده دلم به پائیز می رسد
پائیزی که خدا کنم زودتر مرا به دستانت برساند
و شانه های مرا به سر تو برساند
این ثانیههای شب
من و تنهایی
تو و نمیدانم که کجایی
دلشوره من برای تو
تنهایی نقشی که از پشت صحنه زندگی
برای یک لحظه خالی از تو
لحظه شماری می کنم
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:17 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب