خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

لحظه های بی تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

لحظه های بی تو

باورت می‌شود

وقت‌هایی که حوصله‌ام را نداری

با تار مویت درد دل می‌کنم

و یا با عکس‌هایت

شاید

آنها هم می‌دانند که تو هم

حوصله مرا نداری

گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم

سایه کوه دوری

مثل سایه تنهایی تمام آدمهای دنیا،

مثل سایه یک ابر تیره

بر زمین و تمام جو دلم را گرفته...

کاری نمی‌توانم بکنم

جز تحمل دوری

به امید یک دلدادگی

و به امید یک دوست داشتن عمیق ....

بعضی وقت‌ها فکرت و یادت

تمام دلم را شخم می‌زند

عادتم داده‌ای به سختی

و به دوست داشتن همیشگیت

عادتم داده‌ای به تمام وجودت

به یک حس از داشتنت که اگر نباشد نیستم

عادتم داده‌ای به داشتنت و به تمام داشتنت

تقصیر خودت نیست که حوصله ام را نداری

تقصیر من است که من زیاد تو را می‌خواهم

زیاد اندازه تمام دنیا

اندازه تمام نفس کشیدن‌هایم

اندازه تمام ستاره های آسمان....

این لحظات مرا می‌خوانی

گلوی دلم سرتاسر بغض است از نبودنت

دلم پر است از تپش‌های یادت....

زیاد می‌خواهمت

اندازه تمام دوست داشتنم

اندازه تمام زیباییت

و به اندازه تمام آنچه که بینمان است....



تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۳ | 13:28 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب