خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
وقتهایی که فقط خودم هستم و خودت
مثل اینکه راه میرویم بین ابرها
و نفس می کشیم مثل خورشید
آن لحظات دلم برای تو و ستاره ات می نپد
و صدای تو برای من و دلم
آن لحظات آرامش صدای باران را داری...
کاش دنیای ما
همیشه آن لحظات بود
مثل بین ابر و آسمان
و کسی دلواپس نبودنمان نمی شد
من همیشه برای دنیای مان آن لحظات را نقاشی میکشم
شعر می گویم
و برای تو
همه ستاره ها را می چینم
و برای دوست داشتن ات
روی ماه را کم میکنم.....
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۳ | 4:25 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب