خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
چقدر چسبید
صبحانه خوردن از دست تو
تمام وجودم انرژی میشد
وقتی تو با تمام عشق
بمن غذای محبت میدادی
انگار سیر میشدم از هر چه غیر توست
و مشتاق به تو
مثل تمام سلول های وجودم
تاريخ : چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ | 0:49 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب