خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

مرور تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

مرور تو

همیشه آخر شب

روزم را با تو

پیش دلم مرور میکنم

اول اسمم را

در دفتر عشقت می نویسم

و در کلاس دوست داشتنت حاضری میزنم...

و با تار موی یادگاریت حرف میزنم

یادم افتاد

امروز که برایم حرف می‌زدی

و خالی میکردی دلت را از همه خستگی ها

پیش خودم گفتم

وقتهایی میشود

آدم دلش برای تنهایی خودش هم تنگ میشود

و حتی دلت میخواهد

برای دلتنگی خودت هم گریه کنی

نمیدانی

بمانی

یا سکوت تنهایی خودت را فرياد بزنی



تاريخ : چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ | 0:25 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب