خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
با تمام نابلدیم
دوست داشتنت را خیلی بلدم
شب و روز نمی شناسد
تاریک و روشن ندارد
خورشيد و ماه هم نمی شناسد
ترا بی تکرار مثل خورشید می خواهم
رنگ چشمانت را تنها
برای انعکاس نور در دلم میخواهم
شانه هایت را برای
گونه هایم و بستن شال گردن دلم میخواهم
که محکم با دستانت آنرا بگیری...
دلم را تنها برای دوست داشتنت میخواهم
تا در تاریخ برای همیشه برایم ماندگار شود
ترا برای همه تکرارهایی میخواهم
که سهم هم نبودیم
ترا برای همیشه میخواهم
تا برایم بی تکرار شوی
ترا با تمام وجود
برای دلم میخواهم که برایت شعر بنویسم
ترا برای روشنایی دلم می خواهم
شبیه هر روز، شبیه هر شب...
ترا به اندازهی تمام دنیای همه می خواهم....
تاريخ : چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ | 14:10 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب