خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

نرگس

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

نرگس

فکر می کردم که نرگس تنها نام گلی است

خوش عطر و زیبا و شور انگیز

اما امشب

برای من نرگس بود و یک دنیا حرف

نرگس بود و یک دنیا تماشای عشق

نرگس بود و یک دنیا حرف جامانده از سال‌های دور

نرگس بود و یک پیمان عشق

نرگس بود و یک رویای جان و دل

نرگس بود و یک قرص ماه در هاله ای از خلوت تنهایی

نرگس بود و یک سکوت رنگ آسمان

نرگس بود و یک قلب عاشق در دو سینه مان

نرگس بود و تو و من

و یک دنیا تمنای دل در یک شب گرم تابستانی

نرگس بود و فردایی منتظر باران با چتری از جنس عشق

توصیف چشمانت در کلماتم نمی گنجد

و گرمی حرارت ملایم دلمان

در شرجی نگاه یک شب تابستان

مرا با دیگر دنيا کاری نیست

جز یک عشق

و یک خیلی دوستت دارم تو

که تمامی برکه دلم پراست از طراوتش

جایی دیگر جز دلت ندارم

میدانی و نمی‌گویم

که تکرارش سالهاست با گوشت و پوست مان عجین شده

چقدر کم می آورم واژه‌ های دلم

وقتی در کنارت هستم

آخر زيبايی ات

تمام وجود و باورم را پر از خودش کرده

دهانم بسته به چشمانم شده

چشمانی که نمی خواهم جز عطر نفست را لمس کند....



تاريخ : پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۳ | 23:11 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب