خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
دلم با تابستان نیست
خسته ام می کند گرمای این هوا
و سرمای دلهایی که کنارمان یخ زده اند
و آمدن و رفتنشان تنها یک وجب بیشتر نیست
دلم با تابستان نیست
تابستانی که با سردی بعضی روزهایش
جای سیلی نگاه و حرف برخی آدمها
صورتمان را سرخ کرده
برای جاماندن در تابستان نيامده ام
تابستان و آرزوهای در دل مانده از پائیز های گذشته
تابستان و دلتنگی های ثانیه به ثانیه لحظه های خوش
و نگفتن های چند ساله خاموش دل
تابستان
و نقطه چین های گرم دلم
برای غروب خزان.....
تاريخ : سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳ | 20:14 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب