خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بعضی حماقت های من از روی ناداری ست
این گم شدن یاحرف من از روی ناچاری ست
بهتر که نسل ما به این دنیا به دست آید
هر چند فکر غالب مردم به نازایی ست
پیش تو اظهار کمال و عشق بی عقلی ست
وقتی که تدبیرم همه از روی نادانی ست
من زاد روزم مهر ماه و فصل پاییز ست
وقتی که جد و آل تو از ماه شعبانی ست
عاشق به هر فصل و تمام ماهها هستم
شاید بجای تیر، زادم ماه آبانی ست
گر چه که رویای امیدت بودن با توست
بازاین امیدم مثل عشقمعین خودخواهی ست
برچسبها: شعر
تاريخ : پنجشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 12:10 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب