خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
نزدیک به تو
مثل تمام نفس کشیدنم
مثل تمام لحظه های بی کلام و شعر من
مثل مبهوت شدنم به روی ماه منیر
مثل تمام واژه های فارسی دلم برای تو
کسی جز تو چه میداند
تنها دلخوشیم به نام و کنیه توست
به نامی که هر لحظه
با تک تک حروفش شعر و دلنوشته می سازم
تک تک حروفی که
روی سلول های بنیادی وجودم حک شده اند
جایی میان یک اتاق کوچک دلمان
گوشه قالیچه انتظارم می نشینم
تا بیایی و با تکیه زدن بر دلم
با ترنم یک آهنگ
که مثل خون درون رگهایم جاری هستی....
گوشه قالیچه اتاق ما
یک نقشه جغرافیای دلمان است
که تمام مرزهایش را
با یاس های معطر خط کشی کرده اند....
گوشه قالیچه اتاق دلمان
جایی میان یک دوست داشتن است
که رنگهای زرد و صورتی لباست آن را پر کرده
و من مثل همیشه کنارت
بهت زده تنها حرفهای نگفته دلم را
در نگاهم و دلنوشته هایم برایت واگویه می کنم ....
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳ | 23:3 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب