خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
وقتی که دلت تنها میشود
از یک تکیه گاه
که فقط سایه بلند دیوارش را می بینی
فکر می کنی انگار نیست
انگار تنها حرف بودنش هست و بس
مثل گرمی هوای این روزها
که فقط بدرد خودش می خورد
و آسفالت کف خیابان
فقط بدرد یک تحمل میتواند
کمک کند که از کنارش رد شوی
تاريخ : چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ | 22:2 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب