خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش

یک حرف از نام قشنگ تو برای بودنم کافیست
جانم به یک لحظه نگاه چشم تو راضیست
دنیا نمیدانم چرا قدر دل ما را نمی داند
و من دلم قرصست مهرت در دلم باقیست
من عهد می بندم بجانم تا در این دنیا
عشقت و نامت مثل یادت در دلم جاریست
رنگ به رنگ برگهای این خزان واین غروب آن
هر کجا که تنهایم کنارم جای تو خالیست
برچسبها: شعر
تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ | 21:36 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب