خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
صبح که میشود
چشمانم را باز میکنم
اولین طلوع یادت در دلم می نشیند
مثل خیالت که تمامی خوابم را پر کرده
چشمانم به یادت لبخند می زند
روزت روشن به گرمی تپش های قلبت
و به وفاداری یادم در دلت
تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ | 6:14 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب