خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
اموراتم تمامی بین یاد و نگاهت مانده
مثل تجارت بین زمین و آسمان
مثل کشتی مواج بر آبهای نیلی دریا
گنج دلم دردانه عشق توست
و پای دلم بسته بین یک از و تا
بین حروف الفبای دلنوشته هایم
و خواندن تو که فاصله ای نیست
من تا انتهای واژه های دلم می نویسم
و تا پایان کبیسه های شمسی
پای سفره هفت سین دلم
شمع روشن جاری تپش های نگاهت میشوم
و این میشود تمامی امورات وجودی من
اموراتی که آغاز وپایانش تویی...
تاريخ : دوشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۳ | 19:57 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب