خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
صدای تپش های دلت را میشنوم
من از همه آدمهایی که نمیخواهند بشنوند
متنفر شده ام
و اسکلت همه جمجمه های خالی را
دور خواهم ریخت
کاش میشد:
برخی حرفها را بارها با صدای بلند فریاد زد
و برخی حرفها را با قطره اشک گفت
و برخی حرفها را با نگاه.....
تاريخ : یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ | 1:46 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب