خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
خستگی ناپذیر من
عین کوه استوار و سرافرازی
عظمت و بزرگی تو کجا
و خاشاک پر افاده کجا
می جنگی برای افتخار
و میمانی برای یک دوست داشتن عمیق
با تو خسته نمیشوم
میدوم مثل سایه کنارت
و می نشینم جایی دور و نزدیک دلت
عکسهایت برایم قصه میگویند
از یک عشق مادر
از یک نيمه دوم دلت که سهم من و پيش من است
به گوشه دلت سر بزن
کار از محکم کاری عیب نمی کند
حدس هایم دیر جواب داد
ولی تو
برای دوست داشتن
زیباترین ماه منیر زمین منی
تاريخ : پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ | 0:55 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب