خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
کنار خیالت می نشینم
برایم حرف می زنی
و مثل معجزه ای آرام میشوم با یک به یک حرفهایت
تنها برای یک لحظه دیدنت
تمام ثانيه ها را میشمارم
بجای تو راه میروم در طول تاریخ امسال
چقدر زود شبها فرا می رسند
و چه دور می گذرند
سالهای تنهایی این روزها....
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴ | 0:50 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب