خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
سالهاست که می شناسمت
با دل و جان هم اشناییم
برای دل و جان من نه بی رحم بودی و نه بی مهر
مرا با تمام بدی و بی احترامی که داشتم
در دلت می پروراندی
ولی نمی دانم
این روزها خیلی آسمان و ریسمان می کنم
که چرا این صفحه حرفهایم را نمی خوانی
و مرا دلجو نیستی
دلت رنگ بی رحمی نمیدهد
و جانت هم طعم بی مزگی مرا
مرا دوباره به دست بگیر
نگذار گم شوم در این دنیای وارونه
مرا به دلت راه بده
هر چه در میزنم جوابم نمی دهی....
😞😞😞😞😞😞
تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ | 0:56 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب