خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بلا از تو به دور ای آسمانی تر ز خورشیدم
پایان تردیدم شد
طلوع روشن مهرم تویی پایان تردیدم
گمان بد مبر من بیش از اینها عاشقت هستم
تو خود بهتر ز من
نه جایی دور از من هستی و نه مطلع از حال هم هستیم
خدایا این چه حال و روز باشد قسمت ایام و تقدیرم
چی میشد از تمام حال و روزم پیش تو من
و اینجا مینوشتم من برای تو
و اینجا مینوشتم من تمام بهت و تردیدم
به جان تو من از این آدمکهای یخی چون بید لرزیدم
نصیب و قسمتم این شد که من چون باد ترسیدم
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۴ | 17:51 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب