خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

خاطرات سال‌ها

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

بلا از تو به دور ای آسمانی تر ز خورشیدم

پایان تردیدم شد

طلوع روشن مهرم‌ تویی پایان تردیدم

گمان بد مبر من بیش از این‌ها عاشقت هستم

تو خود بهتر ز من

نه جایی دور از من هستی و نه مطلع از حال هم هستیم

خدایا این چه حال و روز باشد قسمت ایام و تقدیرم

چی می‌شد از تمام حال و روزم پیش تو من

و اینجا می‌نوشتم من برای تو

و اینجا می‌نوشتم من تمام بهت و تردیدم

به جان تو من از این آدمک‌های یخی چون بید لرزیدم

نصیب و قسمتم این شد که من چون باد ترسیدم



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۴ | 17:51 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب