خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بعضی وقت مسکن های بی عاطفه
چقدر با محبت میشوند
دقیقا دست میگذارند روی دردهایمان مثل سر درد
مثل نور مهتاب آراممان می کننند
کلامهای دلواپسی از یک دل نگرانی
همه اینها ما را خوب می کنند
مثل ترانه و عطر برگهای جامانده از باران
کــــــــــــاش قرص های آرام بخش را
شبیه چشمهای تو می ساختند
کــــــــــــاش میشد فاصله بین دو دیدار را خط زد
یک سلام ،یک نگاه و دنیایی حرفهای نگفته من و تو
خدایـــــــــــــــــــــا من چیز پیچیده ای نمیخواهم
فقط یک نشستن کنار دلم و یک نگاه ساده او...
تاريخ : شنبه سوم آبان ۱۴۰۴ | 0:36 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب