خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
شب که میشود
خیلی سوال از دلم می پرسم
پرسش هایی از تو
شاید چهار جوابی باشد
حال دلم خوب میشود هر موقع از شب که یادت می کنم
صندوقچه دلم پر است از یادهای تو
مثل جورچین
تک تک نگاه هایت را کنار هم می گذارم
پر میشود تمام صفحه صفحه دلم با حرفهایت
انگار غیر از تو
هیچ کلمه ای در دلم رد نمیشود...
تاريخ : جمعه دوم آبان ۱۴۰۴ | 2:44 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب