خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
ای خستگی ناپذیر من
عین کوه استوار و سرافرازی
عظمت و بزرگی تو کجا
و خاشاک ِ پر افاده کجا
می جنگی برای افتخار
و میمانی برای یک دوست داشتن ِ عمیق
با تو خسته نمیشوم
میدوم مثل سایه کنارت
و می نشینم جایی دور و نزدیک دلت
و اینجا دور از تو
عکسهایت برایم قصه میگویند
از یک عشق
از یک نيمه دوم ِ دلت
که سهم من
و پيش ِ من است
به گوشه دلت سر بزن
کار از محکم کاری عیب نمی کند
حدس هایم دیر جواب داد
ولی تو ؛
برای دوست داشتن:
زیباترین ماه منیر زمین و آسمان منی....
تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴ | 19:40 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب