خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
کاش دستم به دل دنیا می رسید
و می دانستم چگونه انسان ها را
کنار هم قرار می دهد
کاش میشد از چشمان دنیا
دل بعضی آدمها را می دیدیم
و بجای عینک های آفتابی شان
رنگ دلشان را می دیدیم
کاش می شد روز و شب مان را
خودمان انتخاب میکردیم
و بجای کنار بعضی قرار گرفتن ها
دلمان را به صورت دلمان می چسباندیم
کاش میشد از رنگ های دنیا
رنگ عوض کردن بعضی از آدمها را می دیدیم
کاش میشد دنیایمان را مثل دلمان می ساختیم
کاش میشد بعضی وقتها را از حافظه دنیا پاک کرد
و بعضی آدمها را هرگز ندیده
کاش میشد تولد دنیا را
در روشن ترین روز پاییزی جشن می گرفتیم...
تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴ | 0:15 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب